زندگی سخت می شود!

سلام.

با بانو داشتیم قسمتی از سریال مشروطه را می دیدیم. همین اول کاری اشاره کنم که این بار طبق معمول مان که نسبت به صدا و سیما انتقاد داریم و دقایقی بعد از اینکه تلویزیون را روشن می کنیم و کانال ها را می چرخانیم دوباره ترجیح می دهیم خاموشش کنیم، نیست. این بار جرقه مطلب را این قسمت از سریال زد و به خود سریال و صدا و سیما کاری نداریم. این را هم بگویم که به نظرمان انصافا این مجموعه خوش ساخت و زیباست.

 

    

اما نکته این قسمت این بود که ناصر الدین شاه نمی خواست حکم قتل امیر کبیر را صادر کند و مادر او پس از حیله و مکر بسیار به این نتیجه رسید که تنها در یک حالت می توان امضای او را پای حکم قتل امیر کبیر نشاند و آن این که باید شاه در حال خوشگذرانی در حرم سرا و مست از باده باشد تا درست و درمان نفهمد دارد چه می کند. این اتفاق افتاد و شاه در حال مستی حکم را امضا کرد و آنها هم سریعا قاتل را سوی کاشان روانه کردند تا امیر را به قتل برساند. شاه بعد از اینکه مستی از سرش پرید نادم شد و حتی به آغاخان پرخاش کرد که چرا این کار را کرده اند و خواست که تندرو ترین اسب ها را برایش آماده کنند تا برود و جلوی کار را بگیرد اما با اینکه هنوز امیر را نکشته بودن دیر شده بود و به قاتل نمی رسید. نه خودش نه قاصدش که جلوی اجرای حکم قبلی را بگیرد.

نکته دقیقا همین جاست. تکنولوژی های امروز را با آن زمان که خیلی هم دور نیست و در صده قبلی است مقایسه کنید. اگر تلفن بود همه چیز حل می شد. اگر فاکس بود دستور کتبی هم می فرستاد. اصلا ایمیل می زد. با ویدئو کنفرانس دستور می داد. اصلا قبل ترش را ببینید. لازم نبود ین همه برنامه و دسیسه بچینند. با فتوشاپ مهر انگشتری شاه را پای حکم می نشاندند. اصلا با بازی تبلیغاتی رسوایش می کردند.

همه این تکنولوژی هایی که ما امروز داریم و به آنها می بالیم زندگی مان و زندگی ها را کلی پیشرفته کرده ولی به میزان خیلی خیلی زیادتری زندگی ها پیچیده شده. کلک ها پیچیده تر. انتخاباتی برگزار می شود. یک طرف یک چیز می گوید. ان طرف چیز دیگر. به آمار بانک مرکزی ارجاع می دهند. بانک ده تا آمار می دهد. وزارت کشور صدها فایل اکسل می دهد. از آن ده ها اشکال می گیرند. بعد معلوم می شود اشکالی نبوده و ودروغ بوده. بعضی هایش خطای انسانی بوده. هر انسانی از اپراتور وزارت کشور گرفته تا رقبای انتخاباتی جریان را پیچیده تر می کنند. هر انسانی که وارد ماجرا می شود خودش کلی راز و رمز و جناح بندی و پیشینه و پسینه دارد. معیار حال افراد است یا گذشته اش. روزنامه با فتوشاپ جمعیت می سازد. خبرگزاری خبر دروغ می گوید. راست و دروغ قاتی می شود. امتیاز یک روزنامه آن وری یک دفعه ای برای آرمان های این وری خرج می شود (همت، موج اندیشه).  هزاران هزار پیچیدگی مخ همه مان را می ریزد در کاسه زمان و تیلیت می کند. آن وقت کمی پیش از این برای یک مهر ساده پای یک حکم ساده دست به دامان مستی شاه می شدند.

چقدر ساده بوده همه چیز. تازه این مال صد سال پیش بوده. زمان رسول الله چطور؟ فکر کنم این طوری کمی می شود فهمید که چرا امت آخرالزمان خیلی محبوب ترند نزد خدا و رسول. ما خیلی مردیم. خودمان را دست کم نگیریم. ما داریم در عرض چند ماه پیر می شویم و مخ مان دارد می ترکد و فراری نیست.

چقدر زندگی سخت شده. کاش برگردیم عقب. نه؟

پ.ن: سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و اولین سالگرد پیروزی انقلاب ولایی را به شما تبریک می گویم.

پ.ن 2: آمریکا که آمریکاست هیچ غلطی نمی تواند بکند چه برسد به چهار تا کروبی و مثل او و طرف داران و اعوان و انصار جبهه نفاق.

پ.ن ٣: منظور از انقلاب ولایی چیزی نبود که دوستان بعضا تصور کرده اند. من قصد جداسازی یا هیچ قصد دیگه ای نداشتم. خیلی دلی بود این حرف و شاید نباید زده می شد. خلاصه سو برداشت ها رو به جان می خرم و عذر می خوام.

/ 13 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضا مهاجر

بسم الله بله. قصه ی این انقلاب ولایی چیست که اولین سال گردش فرا رسیده؟

امین

بسم الله با لب كلام مطلب موافقم حرفم درباره ابزار رسيدن به اين مطلب است كه همانا عبارت است از «تامل كردن» و «سريعا مكتوب كردن»،‌كه چه ابزار خوبي‌ست! موفق و پيروز باشيد پ. ن. 22 بهمن خوبي داشته باشيم، ان شا الله

ماندگار

با این قسمت متن که انقلاب ولایی و انقلاب امام .ره. از هم جدا کردید بسیییییییار مخالفم. اگه 31 سال پیش هم انقلاب پیروز شد در زیر سایه همین ولایت بود...

...

بله من هم این سریال رو گاهی می بینم. نکته جالب اینه که در جایی به پایمال کردن عزت ملت اشاره کرد. دیشب هم دیدم که در مورد میرزا رضا بود. مملکت افتاده دست اجنبی و سرمایه ها داره به دست یک شاه دیکتاتور بی مغز به چپاول می ره(اون چه که به شدت شبیه شرایط حال حاضر مملکته) و میرزا و هم پالگی هاش دارند بحث می کنن که شرایط ایده ال برای مشروطه چیه...در مورد ساختمان مجلس دارن توی سر خودشون می زنن. خیلی از آیکون های مبارزاتی توی مملکت ما مدیون روحانیته.اما چه زیبا اشاره شده بود که روحانیت هم می تونه حقیقت مطلق نباشه. می تونه وسط به چپاول رفتن مردم فکر مدینه فاضله رویاییش باشه. حقیقت روحانیت توی مملکت ما همینه. یک عده از عوام رو توی خیابون ها بریزند تا به آرمان هاشون تحقق ببخشند. این مطلق گرایی همیشه توی تاریخ معاصر ما باعث شده که یک جنبش مسیر طبیعی خودشو حفظ نکنه و بخواد یک شبه راه صد ساله رو بره و رابطه مردم و روحانیت بشه مثل رابطه کار و اندیشه... و روحانی ها بخوان که یک مملکت امام زمانی بی نقص توی یک چشم به هم زدن تولید بشه و همه چیز خیلی ساده و بی دردسر متصل بشه به انقلاب مهدی امروز دیگه هر ذهن آگاهی می دونه

...

باقی حرف هام حذف شد... همون بهتر گفته بودم که حواستون باشه که شرک موجود موذیه اسلام به ولایت فقیه ارجحه و هر کس که انقلاب ولایی رو جایگزین انقلاب اسلامی کنه ناخواسته مشرکه.. تازه منحرف از آرمان ها انقلاب اسلامی هم هست

محمد

نفاق شما هستید. همین شما که خودتون رو به رهبری می چسبونید و فکر می کنید که هرچی شما میگید بر حق هست و هر چی مخالفان شما میگن شرک و کفر.

مخالف احمدی نژاد

حکومت نظامی 31 سال قبل شکست خورد. الان که دیگه هیچی. راستی: شما که جنازه فتنه رو تشییع کردین. حلواشم بخورین: حلواش میدونین چیه؟؟ حلواش اینه که توسط سبزها قهوه ای میشین. خدا شما رو مرگ بده

فاطمه کیا

در راستای تایید جناب موذن زاده؛ خطاب به "مخالف احمدی نژاد" و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما... سلام علیکم..

فاطمه کیا

ببخشید کی بود می گفت تلویزیون تو خونه ی ما کمتر از آبمیوه گیری استفاده داره؟! آبمیوه گیریتون نسوزه یه وقت؟ !

فاطمه کیا

از این نوشته نه. از چنتا پست اخیر که راجع به برنامه های تلویزیونی بود.