اتوبوس صد تومانی !!!

باران شدیدی می بارید.
در پارک سوار، اول خط آزادی- تهرانسر، چهاراتوبوس ریالی، منظورم دقیقا همان هایی است که پول می گیرند، پشت سر همایستاده بودند و بعد از آنها یک اتوبوس بلیطی بود. فکر می کردم اگر جلوبروم، هم یک اتوبوس ریالی مسافر سوار کند و هم یک اتوبوس بلیطی. اما زهیخیال باطل! چقدر منِ ساده، به این مسئولین، خوش بین هستم!
از راننده پرسیدم حتما باید این اتوبوس را سوار شوم؟
لبخندی تحویلم داد و گفت: نه مجبور نیستی. صبر کن تا نوبت اون یکی که شد سوار شو.
گفتم: یعنی بعد از این چهارتا؟
گفت: آره
اینرا که گفت فهمیدم چرا چهار پنج نفر بیشتر سوار اتوبوس نشده بودند و عدهزیادی در صف، منتظر ایستاده بودند تا نوبت آن یکی اتوبوس بشود.
با خودم گفتم ارزش ندارد به خاطر 80 تومان آن همه منتظر بمانم. سوار شدم و نشستم.
به آدمهایی که در صف ایستاده بودند نگاه کردم. بعضی هایشان نگاهم می کردند. نمی دانم چرا خجالت کشیدم و سرم را پایین انداختم.
اینهمه آدم فقط به خاطر 100 تومان ناقابل حاضر بودند در صف بایستند تا اینچهار اتوبوس بروند و آن یکی بیاید و تا آن موقع، چقدر این صف طولانی تر میشد و همه مجبور بودند روی سر و کله همدیگر سوار شوند. چون معلوم نبوداتوبوس بلیطی بعدی کی می آمد.
اما حتما همین 100 تومان که به ظاهرپولی نیست، برای این آدمها آنقدر ارزش داشت که زیر چنین بارانی، حاضربودند در آن صف عریض و طویل، منتظر بمانند. شاید برای همین بود که خجالتکشیده بودم.
در یکی از ایستگاهها، وقتی اتوبوس توقف کرد، تعداد زیادیپسر بچه دبستانی که معلوم بود از مدرسه تعطیل شده بودند و لباس هایشان همخیس شده بود، با اشتیاق به طرف اتوبوس دویدند. اما وقتی فهمیدند که بایدپول بدهند انگار که آب سردی ریخته باشی روی تنشان. با حسرت به من و بقیهآنهایی که در اتوبوس نشسته بودیم نگاه کردند. آنها هم حتما آنقدر پول توجیبی نمی گرفتند که بخواهند اتوبوس ریالی سوار شوند.
انگار غم عالم بر دلم نشست.
تا به حال، افرادی که درآمد کمشان اجازه نمی داد سوار تاکسی بشوند، همه امیدشان به اتوبوس های شرکت واحد بود. اما از این به بعد چه؟
البتهآقای مسئولی که سوار ماشین چند ده میلیونی، شاید هم صد میلیونی می شود وآن یکی ماشینش را هم اصلا لازم نمی شود از پارکینگ در بیاورد که مبادا یکخش کوچک بر رویش بیفتد، حتی یک بار هم چشمش به چشمان منتظر این آدمهای پراز درد و کم درآمد نمی افتد. پس حق دارد به فکر این مردم نباشد.
مسئولیکه چندین جا شاغل است و شاید هفته ای یک بار هم در بعضی از محل کار هایشحاضر نشود اما آخر ماه، به خاطر عنوانی که دارد حقوق بگیرد، چه می فهمد کهصد تا تک تومان برای این مردم چقدر ارزش دارد.
دقیقا نمی دانم چه کسیمسئول است. با راننده های این اتوبوس ها که صحبت می کنی می گویند ما رامجبور کردند خودمان را باز خرید کنیم و با پولش، پیش قسط این اتوبوس رابدهیم و تا هفت سال، باید سگ دو بزنیم تا بتوانیم قسط هایش را پرداختکنیم. دولت هم که می خواهد خصوصی کند.
اما می دانم که اگر قرار است اتوبوس های ریالی جایگزین همه یا تعدادی از اتوبوس های بلیطی بشوند، باید حساب همه چیز را کرد.
فرضکنید فردی هر روز باید دو اتوبوس سوار شود تا به محل کارش برود و با دواتوبوس هم برگردد. صد تومان هم که در این دوره و زمانه چیزی نیست. هزینهرفت و آمد یک روز آن فرد فقط 400 تومان و البته در ماه دوازده هزار تومانمی شود.
آقای مسئول! دوازده هزار تومان برای شما پولی نیست، اما برایکسی که از صبح تا شب جان می کند و با حقوقی که می گیرد، حتی نمی تواند همهقسط هایش را بپردازد و همسرش هم مجبور است کار کند، باور کنید خیلی زیاداست. مطمئن باشید حداقل اینقدر زیاد هست که زیر رگبار هم حاضر است در صفطولانی منتظر بماند به امید آنکه اتوبوس بلیطی بیاید. که البته از خودراننده ها شنیدم قرار است کم کم، اتوبوس های بلیطی را جمع کنند.
آقایمسئول! مطمئن باشید کسی که سوار ماشین صدمیلیونی می شود، البته دور از جانشما، هیچ گاه درد آدمی را که با شرافت کار می کند اما مشکلات زندگی اجازهنمی دهد ته جیبش حتی هزار تومان هم باشد، درک نمی کند.
ای کاش جوابی برای این همه بی فکری داشتید!

The image “http://tehranema.internetema.com/parameters/tehranema.internetema/images/news/bus1147846401big.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

/ 23 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی

اصحاب ..........همه از دجالند بد طينت و بد دهان و هم بدكارند با فسق و فجور خويش مظلومان را به لعن .......... مرده واميدارند

بينا

دمت گرم بابا مطلب توپی بود منم ميخواستم بگم اما نميدونستم با چه زبونی موفق ترين باشی

کامبيز

سلام .... دوست عزیز وبلاگ جالبی داری امیدوارم که موفق و پیروز باشی

سيد

سلام... آرزوي موفقيت و حب قلبي به بندگان حق، نهايت توان بنده ي حقير در تشويق اهل دلي مثل توست. اگر عقربه هاي ساعت مجال داد سري هم به كلبه ي درويشي ما بزن كه البته سعي داريم به رايحه ي حسيني باصفايش كنيم. سيد وبلاگ رسمي مداحان ايران Http://iranianmaddah.myblog.ir

سلمان عبداللهی

مردم چيزی نمی گن. يا مثل من و تو خوشبين هستن. يا تو دلشون نگه می دارن. شايد هم يه روزی حرف ها بشه فرياد. اميدوارم اون موقع مسوولان بشنون. یادم آید روز باران . . . يا علی

اي اهل خطابه همگي گمراهيد گر همچو فلاني ره دين پيمائيد او راه هوی برفت و ملعون گرديد فرصت بشد از دست با خود ٱئيد

حوا

اينم از برکات دولت عدالت خواه نهم است!!!

spring

سايت ساغر به برگزاری کنفرانسی در مورد حقوق زن شما را دعوت می نمايد. قرار ما امشب ساعت ۲۲ الی ۲۴ د سايت ساغر. موضوع این هفته : حقوق زنان در دیانت بهایی تاریخ: 21 /10/ 1385 زمان: پنج شنبه ساعت 10 شب الی 12

مريم

سلام شما خوب هستيد متن های بسيار زيبا و خوبی را شما نوشته ايد موفق باشيد