نقدنمای وبلاگی لبخند مسیح

سلام.

درباره کتاب لبخند مسیح نوشته سرکار خانم سارا عرفانی چند نقد نوشته شده است. اولی آنها که از همه به نظرم بدتر بود در کیهان چاپ شد و بعد هم به طرز جالبی خود حوزه هنری آن را در قسمت معرفی کتاب سایت خودش قرار داد.

وقتی این نقد را با عنوان «عشق های آسمانی در صفحه وب» می خوانی می فهمی که نویسنده ی آن نقد از کتاب هیچی نوفهمه! و شاید به جرات می توانم بگویم کتاب را تورقی کرده و شروع کرده به نقد نوشتن و جالب ترش کار حوزه هنری در بزرگداشت اثر چاپ شده توسط خود است.

بعدترها این کتاب در سرای اهل قلم هم توسط دو بانو نقد شد که نویسنده باز مجبور شد به برخی از درک های ساده انگارانه و کج فهمی های خنده دار از کتابش فقط لبخندی بزند و چیزی نگفت. چرا که به قول رضا امیرخانی نویسنده هر آنچه باید بگوید در کتابش گفته و اگر حتی خوب آن را نفهمند نباید توضیحی بدهد.

باور کنید که این نوشته های یک شوهر غیور نیست که نمی تواند ببیند نقادان از گل به کتاب همسرش نازک تر بگویند. بلکه هر کس دیگری هم که کتاب را بخواند ناچار می شود به برخی از نقدهای وارده لبخند بزند. کلا نقد در کشور ما ایراد دار است و خانه از پایین هاش ویران است!

 

 

اینها کمی درد دل بود و کمی هم مقدمه برای اینکه اخیرا در سایت لوح هم نقدنمایی گذاشته شده با عنوان «لبخند خدا بر روی ماه مسیح» که نقد ادبی نیست و بیشتر به یک نوشته وبلاگی درباره لبخند مسیح می ماند. اما چه کنیم که دبیر سرویس داستان لوح زیادی دموکرات است. به هر حال این نقدنمای وبلاگی هم مرا ارضا نمی کند و هنوز منتظر یک نقد قوی که خوب اثر را حلاجی کند و ایرادهای واقعی آن را بیرون بکشد هستم.

http://www.louh.com/content/3474/default.aspx

این را اضاف کنم که نظرات ذیل این نوشته در لوح انصافا نظرات خوبی است و از آن چیزهای خیلی خوبی در می آید.

/ 14 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میم.سین.رهگذر

پس در اینصورت دیگه هیچ کی نمی تونه اثر کس دیگه رو نقد کنه به دلیل اینکه بالأخره هر اثری یکبار و توسط یک نفر افریده شده. مثلا سرشار نمی تونه هیچی راجع به مستور بگه چون خودش نتونسته یه روی ماه خداوند را ببوس به قول حضرتعالی بیافرینه! به نظر بنده یه نویسنده باید از خداش باشه که یکی اثرشو بخونه و دو سه کلمه راجع بهش بنویسه حتی بد. به قول امام حتی تخطئه هم میتونه موجب رشد باشه(به این مضمون). شما نقد بفرمایید ما قول می دیم اتهام نزنیم که جانب داری کردی. واقعاً می گیم که جانب داری کردی.

...

چرا معلوم بود. اما بعضی دوستان کم لطفی می کنند جناب موذن زاده.

میم.سین.رهگذر

چرا معلوم بود اما از آنجا که زعارتی در طبعمان مؤکد شده حتی چیزهای معلوم را هم انکار میکنیم جناب مؤذن زاده ی عزیز!

...

من که معنی زعارت را نمی دانم. اما درست می گویید. یک چیزی در طبعتان هست که علاقه شدیدی به انکار و به قول زیور، گیر دادن دارید.

میم.سین.رهگذر

بله طبعمان با حضرت عالی زیاد سازگار نیست ولی فکر نمی کنید یک مقدار بی انصافی می فرمایید؟ ما چه چیز دیگری را انکار کردیم سرکار خانم ... مثلا انکار کردیم که داستانتان به چاپ چندم رسیده، یا انکار کردیم که حس انسانی زیادی دارد؟ تفاوت نگاه بنده و شما اینست که شما اینها را اصل نمی دانید و چیزهای دیگر برایتان اصل است. نه اینکه من آدم بهتری از شما هستم. قطعا شما بهتر هستید بدون تعارف. توی سایت هم نظر داده ام هرچند غیرکارشناسانه. محض تفرج بخوانید. اگر دوست داشتید بفرمایید آن یک چیز هم چیست در طبعمان که اگر شد اصلاح کنیم. موفق باشید خانم...

علی الله سلیمی

سلام من هم به عنوان نویسنده آن نقد اولی که به تعبیر شما « بدترین نقد» درباره کتاب لبخند مسیح بوده، با همه حرف های شما موافق نیستم. کاش در کنار این مطلب گلایه آمیز که در مذمت نقدها نوشته شده، همان نقد به قول خودتان بد را هم می گذاشتید تا مخاطبان خودشان نظر بدهند که آیا من «از کتاب هیچی نوفهمه! » شما ادعا می کنی که من کتاب را نخوانده ام و تنها تورقی کرده و شروع کرده ام به نقد نوشتن. آقای موذن زاده عزیر، قبول کن این نظر شما بی انصافی در حق امثال من است که هر کتاب تازه ای را با شوق می خوانیم و بعد نظر شخصی خود را درباره آن کتاب می نویسیم. حالا ممکن است همین نظر شخصی بنده حقیر مطابق میل نویسنده آن کتاب یا افراد علاقه مندی مثل جنابعالی نباشد. درباره کتاب لبخند مسیح هم همین روال جریان داشته است. زمانی که کتاب لبخند مسیح چاپ شد، من به عنوان یکی از اولین خریداران این کتاب، آن را تهیه کردم و با علاقه خواندم. (از اول تا آخر؛ تورق نکردم)آن زمان من خانم عرفانی را نمی شناختم. به عنوان اولین کتاب یک نویسنده جوان به آن نگاه کردم و قابلیت های زیادی در کار دیدم و به گمان خودم برای معرفی اثر به بقیه خو

علی الله سلیمی

. .. خوانندگان، یادداشتی به آن نوشتم و دادم در مطبوعات چاپ شد. اولین باری هم نبود که درباره کتابی یادداشت می نوشتم.(من این خطا را پیش از آن بارها مرتکب شده بودم) هنوز هم من آن نقد را بد نمی دانم. به عنوان برادر کوچک شما، به خودم و جنابعالی توصیه می کنم از دیگران نخواهیم درباره ما و آثارمان آن طور که دوست داریم نظر بدهند. در جلسه نقد سرای اهل قلم هم من با نظر تند و یکطرفه آن دو بانوی محترم موافق نبودم. صبر و متانت خانم عرفانی در آن جلسه برای من آموزنده و ارزشمند بود، چون در آن مکان من و مخاطبان آن جلسات با از کوره در رفتن و حتی پرخاش بعضی از نویسندگانی که منتقدان نظر مخالفی درباره کارشان داشتند مواجه بوده ایم و همچنان هم هستیم.

علی الله سلیمی

با پوزش به دلیل طولانی بودن نوشته؛ متن در یک باکس واحد ارسال نشد و شروع متن از باکس پایین است که با سلام شروع شده و ادامه آن در باکس بعدی که در بالاتر قرار گرفته آمده است.

آریا

ببخشید که نظر میدم چون در این زمینه تخصصی ندارم ولی این کتاب ظاهرا با وجود تجربه کم تونسته بین خوانندگان جایگاه نسبتا خوبی داشته باشه....همه نقدها چه خوب چه بد و حتی تا حدی سطحی واقعا می تونن برای یه نویسنده جوان و با ذوف مفید باشن و شاید این اصلا درست نباشه که نقد کننده ها رو به این متهم کنیم که کتاب رو واقعا نخوندن . برای این قضیه نمیشه دلیل مبسوط آورد

دستفروش

از مطالبی که گذاشتی استفاده کردم،خیلی جالبند بدم نمیاد یه سری به فروشگاه من بزنی باعث خوشحالی منه البته اگر برات مفید باشه داخلش اجناس مختلفی از قبیل نرم افزار های آموزشی و برنامه و بازی و فیلم سریال گرفته تا لوازم آرایشی بهداشتی و... خلاصه داریم دسفروشی میکنیم یه سری بزن