مامانی

سلام.

به نام خدای مهربون. خدای حکیم که هیچ کارش بی حکمت نیست. خدای کسانی که شاکی اند از خودش با این که می دونن که حکمتش بوده لابد. خدای همه ی بی خداها. کس همه ی بی کس ها. مادر همه ی بی مادرها. برآورنده ی آرزوها و امیدها. اگر تو نتونی آرزو برآورده کنی کی می تونه. اصلا بذار به در بگم تا دیوار بشنوه.

سلام مامان. مامان محبوبه. محبوب ابدی من. تو فیلما می دیدیم و می گفتیم که چقدر بده که آدمهای بزرگ وقتی می میرن تازه همه می فهمن که کی بودند و قدرشون رو ندونستیم، اما به عینه هم دیدیم. خوبی؟ خوش می گذره. به ما که خیلی. بی انصاف! سر پل صراط یقه تو می گیرم حالا ببین. نیگا نمی کنم مامانمی ها. نخند! نخند می گم! همه ش خنده تحویلم می ده. دو سه دفعه که بیشتر به خوابم نیومدی. اونم همش خندیدی و رفتی. بار آخر که دیگه حرصم در اومد. کلی هم ذوق کردم. تمام فرداش رو تو کف اون مسخره بازی ها و ادا و اطوارها بودم که از خودت در آوردی. خوبه دیگه. خوشی. خوش بگذرون. ما رو هم جذبه می گرفت و می کشید این جوری سر سفره ی امام حسین، همین جوری می شدیم واللا. حق داری. یادته که، یه کربلا طلبیده شدیم اون همه ذوق کردیم و کیفور شدیم. چه برسه اون جایی که شما رفتی. اولیا الله من. حالا دیگه اولیا الله شدی ها! به من هیچ ربطی نداره، برای من همون مامانی. مامان محبوبه. باید بیای سر بزنی. مشکلاتم رو بهت بگم. از احوالم بپرسی. به من هیچ ربطی نداره که خوابت رو می بینن و می گن امام حسین هر روز براتون اونجا تو بهشت سخنرانی می کنه. وسط سخنرانی به هوای دستشویی پا شو بیا پیشم. (سارا به زور نشست کنارم تا بخونه چی می گم بهت، الان به این دستشوییه گیر داد. منم گفتم من شبانم تو هم می تونی موسی باشی)، بغض! اشک جمع شده ای که یه قطره بهش اضافه شه می افته و مامان سارا که اینجا نشسته می بینه و فکر می کنه دعوا کردیم. مامان محبوبه ی من! مامان خوبم! نیستی نیستی نیستی. برای من و سارا. اگه بنویسم کاش بودی سارا می گه کاش نداریم. کاش ممنوع، غبطه ممنوع، حسرت ممنوع، داریم می ترکیم ماماااااااااااااااااااااااااااااااااااان.

مادرجون رو ببینی گریه ات می گیره. دختر خوبش رو از دست داده، حق داره خوب. مائده مائده. وای هیچی. هیچی نگم بهتره. دخترت مائده الان دیگه خودش 30 شب روضه ی زنده است. دلم بدجوری تنگ شده. به سارا بعضی موقع ها سعی می کنم حس های بی مادری رو منتقل کنم. با توضیح. یکی از بدترین هاش همینه که هی می خوای مامانت رو ببینی. نمیشه. بعد می دونی که نمیشه. برای همین امیدی هم نداری. نا امیدی کامل واسه چیزی که انگار از نفس هم واجب تره. داری خفه می شی، دست و پا هم می زنی ها، ولی می دونی تو عمق 500 متری ای. هی هی هی... از کجا بگم واقعا. هی هی.

روضه بخونم:

یه مامان بود. یه شب سخت برای پسرش مشکل گنده پیش اومده بود. نسشته بود و می گفت: (عین کلماتش)

نه الهی قربونت برم. گریه نکن. بابا تو دیگه بزرگی نباید زود بشکنی. گفت نه که نه. عیب نداره. از کجا معلوم. باورت نمیشه اصلا ولی من خودم هر وقت به عروس فکر می کنم سارا رو می بینم. با اینکه این چیزا پیش اومده ها ولی نمی دونم چرا این جوریه. معلوم هم نیست. همین الانم حالا تو میگی ولی یه سیب رو که بندازی بالا هزار تا چرخ می خوره تا بیاد پایین. معلوم نیست. یه وقت می بینی 10 جا دیگه می ری خواستگاری، یه سال دو سال دیگه باز همین سارا از طرف یکی دیگه معرفی می شه می ریم می شه. معلوم نیست. خودتو بسپار به خدا عزیزم. نگو این و اون. بگو خدایا من که همه کار کردم توکل به خودت. خودت یکی که مناسب شرایط منه می تونه منو تحمل کنه بذار سر راه من. نذار دیگه سختی بکشم. آره مادرجان. این حرفا رو نزن خدا قهرش می یاد. فوقش هم دیگه اگه نشد غصه نداره قربونت برم. اشک می ریزی دل آدمو کباب می کنی. به خدا تو که حالا نمی دونی بعدها می فهمی و ممکنه برات بگم. چه شبهایی که تا صبح همین جور هی اعصابم خورد شد گفتم خدایا خودت کمک کن بچه مو، گناه داره. نذار به راه های دیگه کشیده بشه. جوونه نمی فهمه. به حرف منم که گوش نمی ده. خودت کمکش کن...

سیب چرخید . . . چه چرخشی هم کرد. مبارکت باشه مامان این چرخش و این مقام.

نثار محبوبه شیرازی، شهیده پر کشیده از مسجد ارک، صلوات

/ 9 نظر / 4 بازدید
-----

سلام محمدرضا جون از پارسال تا حالا برای اينکه از فکر ناراحتی تو و خانوادت بيام بيرون خودمو خر کردم که نه خدا صبر ميده و از اين حرفها ولی ... نميدونم شايد هم داده.تو که حسابی خردم کردی. خدا مادر شما را رحمت کند. واقعا ايشان به خوب کسی اقتدا کردند. هان مشو نوميد چون وافق نه ای از سر غيب باشد اندر پرده بازيهای پنهان غم مخور ای دل ار سيل فنا بنياد هستی بر کند چون تو را نوح است کشتيبان غم مخور

محمد حسین

سلام.ای کاش قسمت همه ما مرده ها همچنين پلی برای زندگی جاودان گردد. خدايا هجرت ما را هم با شهادت قرار ده. التماس دعا.

ebramcity

چندين بار در چنين مقامی سعی کردم کامنتی بنويسم / حرفی بزنم .... اما نشد . يعنی نميشه ... احساس ميکنم چيزهايی که نوشتی لوث ميشه با کامنتم ... مقام اين صبر هم (برای همه ی اونايی که اهلش هستن) مثل مقام مادرت اونقدر بالاس که چيزی نميشه گفت

سید علی ثاقب

سلام. ... چقدر بده که آدمهای بزرگ وقتی می میرن تازه همه می فهمن که کی بودند و قدرشون رو ندونستیم... يا حق

porazkhoda

سلام ... صحبتای مامانتون امشب برای من هم فايده های زيادی داشت ... روحشون شاد ... هر وقت از خدا راضی شدی ، حضرت رضا (ع) را زيارت کردی ، و اگر امام رضا را زيارت کنی ، از خدا راضی می شوی. " حاج آقا دولابی " میلاد امام رضا (ع) مبارک.

...

مامانت مرده؟

Arash

رحمت خدا بر بندگان خالصش

عفت نژاد

واقعا بهتون تبریک میگم, خوش به سعادت مادرتون! اصلا خیلی ناراحتم که چرا وقتی پیام رو دم دانشکده کامپیوتر دیدم تبریک نگفتم! التماس دعا