مفهوم عید در میان ما

این روزها همه جا حال و هوای عید است. اما این حال و هوا، دقیقا چطور به وجود آمده است؟

می خواهم بعضی از عوامل به وجود آورنده این حال و هوا را برشمارم:

 

١_ امشب داشتم تلویزیون می دیدم. مجری به طرز کودکانه و ساختگی ای سعی می کرد خوشحال و سرخوش باشد و مدام جو بدهد که این روزها عید است و عیدتان مبارک باشد!

 

٢_ بعد هم در همان برنامه، گزارشی نشان دادند. گزارش گر می رفت در شیرینی فروشی ها و از آدم های مختلف سوال می کرد که برای چه شیرینی می خرند و آنها هم می گفتند چون عید است برای خودشان یا اقوام شان شیرینی می خرند!

 

٣_ و باز هم در همان برنامه، و با کمی فاصله یک گزارش دیگر نشان داد از گل فروشی ها و گل زدن ماشین عروس و این چیزها!

 

۴_ صدا و سیما عادت دارد در اعیاد و جشن ها، یک سری جُنگ های بی معنی و بی مفهوم (با خودم قرار گذاشته بودم که در این پست اصلا قضاوت نکنم!) تهیه کند و بازیگر ها و خواننده های محبوب یا حتی غیر محبوب را دعوت کند و بنشینند به گپ زدن و همان حرف های تکراری همیشگی که فقط دختر ها و پسرهای دبیرستانی خوششان می آید و کسانی که سطح درکشان در آن سن باقی مانده است!

 

 

۵_ اگر هم بخواهیم زیاد فرافکنی نکنیم و به خودمان نظری بیفکنیم! روز عید که می شود، توقع داریم تلوزیون چند تا فیلم توپ هالیوودی غیر تکراری نشان دهد و ما هم بنشینیم و ببینیم و تخمه بشکنیم.

 

۶_ از روز قبل عید، به دنبال یک اس ام اس قشنگ و عجیب و غریب و خاص و طولانی هستیم که برای همه لیست دوستان مان، یک جا فوروارد کنیم و به این شکل، در شادی دیگران سهیم باشیم.

 

٧_ عصر هم که حوصله مان سر رفت با خودمان می گوییم مثلا امروز عید است. اصلا خوش نگذشت. بلند شویم یک گردشی تفریحی، کافی شاپی سینمایی برویم دلمان باز شود، بلکه کمی خوش بگذرانیم و شاد باشیم و عید را با خوشحالی سپری کنیم.

 

این بود مفهوم «عید» در میان ما.

راستی، عیدتان مبارک. امیدوارم خوش بگذرد، اگر اس ام اس قشنگ تبریک دارید برایم بفرستید!

/ 17 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میم.سین.رهگذر

سلام البته نظر خیلی می شود داد ولی از آنجایی که بلد نیستم کاملن با نویسنده ی پست همراهی کنم و نتیجتن از سوء تفهم های بسیار احتمالی پیشگیری، نظری نمیدهم. (خب نده!) اِ، حالا که اینجوری شد پس نظر میدهم. به نظرم ما نباید برای شاد بودن احتیاج به عامل بیرونی داشته باشیم. صدا و سیما هم بچه ی یتیمی ست ظاهرن که از خودی و ناخودی هی توی کله اش میزنند درحالیکه محاسنش را بی خیالند. عیدتان مبارک

مهتاب

سلام عیدتون مبارک همه باهم امشب برای ظهور نوری از نسل غدیر دست به دعا برداریم راستی سارا جونم تبریک ویزه بخاطر وجود چهارمین عضو محفل گرمتون [ماچ] با خطبه غدیر آپم یا حق [گل]

خوانده شده

ولی از بی معرفتی مون نسبت به اعیاد که بگذریم عیدهای حالا به اندازه ی وقتی که بچه مدرسه ای بودیم حال نمی ده!!! اون موقع عیدها(البته اوناییش که به جمعه نمی خورد!) یه جنس دیگه ای داشت!

سما

از قربان تاغدیر ازسجودتاقیام ازطواف تا نماز وازخدا محوری تا ولایت مداری واین عید است برشما مبارک[گل]

همشهری

میگم این کارا که گفتی رو شما انجام میدی توی عید؟ آخه من خیلیا رو میشناسم که این کارا رو نمیکنن روز عید. تقریبا همه دور و اطرافیام.

همشهری

راستی یه مطلب در مورد شلاق خوردن به خاطر روزه خوری: باید بدونید که الان تو ایران کسی رو حتی به خاطر کارای بدتر شلاق نمیزنن چه برسه به روزه خوری!!! به خاطر این که کلی از نظر سیاسی و بین المللی بازتابهای بدی برای ایران داره و قبلا هم خیلی بازتاب داشته. حالا شما هر وقت رفتی توی قوه قضاییه می تونی بخشنامه بدی به دادگاهها که شلاق رو اجرا کنن. حتی برای روزه خوری و بدحجابی و ....... !!!! و اگه اون آدمی که شلاق خورد به راه راست هدایت شد و دیگه قانون رو رعایت کرد بیا من خودم بهت جایزه نوبل میدم!!!! و اگه اون آدمی شلاق خورده جری شد و دفعه بعد صد برابر بدتر انجام داد و یواشکی زیرابی رفت و تیشه به ریشه همه خوبیها زد و مثل سایه محو شد اونوقت نوبل رو ازت میگیرم و میدم به کسی که بتونه اون رو هدایت کنه!!!!!

همشهری

منظورم از وقتی که رفتی توی قوه قضاییه اینه که وقتی رییس قوه قضاییه شدی. چون در غیر این صورت که کاری ازت بر نمیاد. البته بد هم نیست که شلاق بزنید روزه خورها و بد حجاب ها رو!!!! چون همینطوری که نمیزنید اوضاع اینه وای به روزی که بزنید. چنان جری میشن شلاق خورده ها که ....... تو خود حدیث مفصل.... راستی.... از همین الان بگم اگه خواستی جواب بدی با کلمات بازی نکنیا!!! چون من سر نمیزنم به سایتت دیگه. بازی با کلماتو بذار برای کندذهنایی که توی پیچ کلماتت گم میشن!!! بگرد دنبال راه حل.

جمشیدی

سلام هر روزی که در آن نقد اشتباهی به روی کارهایت نوشته نشده باشد عید است!!!

احسان

از بزرگواری صاحبخانه است که جواب همشهری را نمی دهد. اما انصاف اگر بدهیم بعضی حرفها واقعن جواب ندارند. یکی آنهایی که حسابی اند یکی آنهایی که ... من اینجور موقع ها میگم واقعن آدم چی بگه؟! شما داری راجع به یه چیز دیگه صحبت میکنی اون یه چیز دیگه میگه. دوست عزیز. همشهری گرامی. شلاق زدن در اسلام تنها فلسفه اش هدایت نیست. آدمی که خودش را به بی خیالی زده را چه جور باید بیدار کرد. با خواهش؟ با نوازش؟ دیگر اینکه این مجازاتها جنبه ی عمومی دارند برای بازدارندگی از جرم. بد نیست بدانی کسی را که توی خانه اش عرق خورده شلاق نمی زنند. شلاق مال آنیست که حرمت اجتماع مسلمین را شکسته و توی خیابان بالا آورده. حالا متوجه شدی؟ شعار دادم؟ با کلمات بازی کردم؟ تازه اینکه شما یک تجربه ی موفق از این برخورد ناز و بالای شهری ات را به من توی هرکجای دنیا نشان بده، من که ندارم ولی آنهایی که دارند به ات جایزه ی نوبل می دهند. برادر یا خواهر عزیز من! قرآن خوانده ای؟ مسلمانی یا از مسلمانی فقط سبزی دخیل را یادت داده اند؟ جزاء السیئه سیئتن مثلها. بگذریم. ببخش که اطاله دادم. ولی احساس کردم بدجوری ماهواره روی مغزت اثر گذاشته و از ادب هم گذشتی که این ر

احسان

و از ادب هم گذشتی که این رسم مهمانی آمدن نیست. حرمت صاحبخانه را یادت باشد و حرمت مهمانهاییش را هم. با کلمات که بازی نکردم؟