قرآن، برای زنده ها

سلام...

 

و انا اخترتک فاستمع لما یوحی ... اننی انا الله و لا اله الا انا ... فاعبدنی ...

صدای قرآن خواندن شحات (محمد انور) قاری مصری فضای اتاقم رو پر کرده و می شه گفت که گند از سر و روی اتاق داره بالا می ره. مشغول جمع و جور کردن ام. البته نمی دونم؟! شاید هم مشغول ورق زدن آلبوم خاطراتم هستم. هزاران باری که از مدرسه یا دانشگاه میومدم خونه و می دیدم اتاقم مثل دسته ی گل شده و کاغذها و خرت و پرت های روی میز همه روی هم منظم یه گوشه ست. بعد یه کم اخمالو میومدم بیرون و می گفتم: مامان! اه ه ه ه ه ه ... دوباره شما اتاق من رو تمیز کردی؟ چه فایده دوباره باید همه اینایی رو که گذاشتی روی هم وردارم ببینم هرکدوم چیه. صد دفعه گفتم هر موقع می خوای تمیز کنی بگو خودم می کنم! مامان: عوض دست درد نکنه گفتنته؟ و می رفت ... و رفت ... و نیست ... یا اون موقع هایی که مثل حالا صدای قرآن بلند بود و میومد و می گفت: مگه ننه ات مرده که اینقدر قرآن می ذاری. هر چیزی یه حدی داره... و من هم صغری کبری می چیدم و استدلال که قرآن مال زنده هاست نه مال مرده ها. من، مرده ای که قرآن گوش می داد هنوز مرده ست و او حالا دیگه زنده شده (شهید زنده است!) داشتم به این فکر می کردم که اگه الان بیاد تو اتاقم و بگه مگه ننه ات مرده این بار دیگه باید بگم آره ننه ام مرده ...

مادر! خیلی وقته که به این بچه ی ننه مرده ات سر نمی زنی. حالا که رفتی و شهید شدی دیگه خونه ی دل ما رو به حساب نمی یاری و نمی یای یه سر؟!

شحات داره می گه:

الله لطیف بعباده (خدا بر بندگانش پرلطف است)

 

باید معذرت بخوام که بعد از کلی وقت سری به «از جنس خدا» زدم البته این به این معنا نیست که از از جنس خدا و از جنس خداییان دور بودم. خوشا به حال تمام «در مسیرها» و ان شاء الله که مام جزوشون باشیم و بشیم.

 

/ 10 نظر / 4 بازدید
mosafer

بعضی رفتارها حالمو بهم ميزنه

حمید

خدا رحمتش کنه...از اين مشکلات اتاق تميز کردن فکر کنم همه مون داريم

ye doost

خدا حفظت کنه جوون. کارت درسته. يا علی

دوست

زمان،بادي است كه مي وزد،هم هست و هم نيست.آنان كه ريشه در خاك استوار دارند را از طوفان هراسي نيست.جنگ مي آمد تا مردان مرد را بيازمايد.جنگ آمده بود تا از خرمشهر دروازه اي به كربلا باز شود. شهيد آوينی سلام دوست عزيز سری هم به ما بزن خوشحال ميشيم منتظرتم.................

seyed

با سلام، خدا به شما صبر بده و بر درجات آن شهيده هم بيفزايد. التماس دعا

آبی روشن

کاش ما هم مثل اونها ماندگار بوديم... کاش می شد دوباره اونها رو لمس کرد حس کرد و بوئيد.کاش زودتر قدر چيزها يی رو که بايد،بدونيم. کاش درد نبودنشون رو بشه از ياد برد يا تحمل کرد

سرگارسن كافه تريا

چقدر همه مامان ها شبيه هم هستند و چقدر کار های و دل خوری های ما شبيه هم هست. روحش شاد

حقیرعلی

هر که سودای تو دارد چه غم از هر دو جهانش نگران تو چه اندیشه بود از دیگرانش وبلاگ خوبي داری اما فکر می کنم کمی دچار جزميت فکری شده ای مانند اينهايی نباش که فکر می کنند خدا مال خودشان است وبس.هر موجودی می تواند عارف به او باشد.ما همه شيدای اوييم و خود نمی دانيم. جانم فدای او.يا هو