فصل الخطاب

سلام.

بنشست و خطبه کرد و به فصل الخطاب گفت

                                                                       

گر مشکلیت هست سوالات کن تمام

 

 

یک خطاب آخری هم عرض کنم، خطاب به مولامون و صاحبمون حضرت بقیه الله ارواحنا له الفدا. ای سید ما، ای مولای ما، ما آانچه باید بکنیم انجام می دیم. آنچه باید گفت هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلی دارم. جسم ناقصی دارم. اندک آبرویی هم دارم، که این رو هم خود شما به ما دادید. همه ی اینها رو من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد. اینها هم نثار شما باشه. سید ما، مولای ما، دعا کن برای ما. صاحب ما تویی. صاحب این کشور تویی. صاحب این انقلاب تویی. پشتیبان ما شما هستید. ما این راه رو ادامه خواهیم داد، با قدرت هم ادامه خواهیم داد. در این راه ما رو با دعای خود، با حمایت خود، با توجه خود پشتیبانی بفرما.

بسم الله الرحمن الرحیم. اذا جاء نصرالله والفتح. ورایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا. فسبح بحمد ربک واستغفره انه کان توابا.

"خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست."

 

 فایل صوتی دعای پایانی رهبر در نماز جمعه 29 خرداد خطاب به آقا امام زمان

 

معنی فصل الخطاب در فرهنگ دهخدا:

[ ف َ لُل ْ خ ِ ] (ع اِ مرکب ) پیدا کردن . سخن . || جدا کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || کلامی بلیغ که جدا کند حق را از باطل . (یادداشت مؤلف ). الفصل بین الحق و الباطل . (اقرب الموارد). هر کلامی که فصیح و روشن باشد و فرق کننده بود میان حق و باطل . ||(از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). عبارت البینة علی المدعی و الیمین علی المدعی علیه .

/ 20 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کاکوشیرازی

ديشب اين طبع، بي‌قرار شما خواست عرض ارادتي بكند دست كم از دل شكسته‌تان واژه‌هايم عيادتي بكند *** چشم بد دور، عمرتان بسيار كس نبيند ملالتان آقا! ما نمرديم خون دل بخوري تخت باشد خيالتان آقا! *** چيست روباه در مصاف شير؟! چه نيازي به امر يا گفته؟! تو فقط ابرويي به هم آور مي‌شود خواب دشمن آشفته *** هست خاموشي‌ات پر از فرياد در تو آرامشي است طوفاني «الذي انزل السكينه» تو را كرده سرشار از فراواني *** واژه‌ها از لبت تراويدند پرصلابت، پرعاطفه، پرشور آفريدند در دل مردم عزت، آمادگي، حماسه، حضور *** اين حماسه همه ز يمن تو بود گرچه از آن مردمش خواندي رهبرا! تا ابد ولي محبوب در دل عاشقان خود ماندي *** سهم دلدادگان تو سلوي قسمتِ دشمنان ت

کاکوشیرازی

گرچه در باغ سينه‌ات داري لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها گفتي اما نمي‌روي چو حسين تا ابد زير بار بدعت‌ها! *** ناگهان در نماز جمعه شهر عطر محراب جمكران گل كرد بغض تو تا شكست بر لب‌ها ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد *** جان ايران! چه شد كه جانت را جان ناقابلي گمان كردي؟! آبروي همه مسلمانان اشك ما را چرا درآوردي؟! *** جسم تو كامل است، ناقص نيست مي‌دهد عطر يك بغل گل ياس دستت اما حكايتي دارد... رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس! حجت‌الاسلام جواد محمدزماني منبع: فارس

یک حق طلب

در جواب خانم عرفانی ...چون نگارنده این پست آشناست و شما هم هر موقع که ایشون کم میارند یا یک پست در جهت برخورد اخلاقی میزنید و یا سعی می کنید به نحوی از ایشون دفاع کنید..البته توقعی بیش از این نمی رود..شما با لغت بازی میکنید ولی خودتون هم . . .

یک حق طلب

اینم بگم که قصد جسارت به شما یا ایشون رو ندارم ولی بد نیست که مثلا دلایلشون رو به خاطر حمایت از ایشون و افراد دیگه بنویسند این حداقل باعث میشه کامنت خواننده ها هم جهت پیدا کنه و دلایل مخالفتشون رو بگن

حکیمه ملازاده

دیوانگانی را دیده ام که بر دریاها گام زده اند معتقد به رسیدن به مقصود، اما به اعماق فرو شده اند

گلاب

سلام به کاکوی شیرازی شعر بسیار خوبی بود به نظرم اونجا باید ی گفتید چیست روباه در برابر شیر یعنی مصاف جواب نمیده! موفق و مؤید باشید

یک حق طلب

مثل اینکه به این نوع حرف زدن عادت کردید

رضا ماندگاری

آقای پناهیان سوال خوبی رو مطرح کرده. به نظرم می شه دربارش تحقیق کرد. این نظر من: حضرت امام خمینی در نامه 25 تیرماه 67 می نویسد: « مسوولین سیاسی می‌گویند از آنجا كه مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی به دست نمی‌آید شوق رفتن به جبهه درآن ها كم شده‌است. شما عزیزان از هركس بهتر می‌دانید كه این تصمیم برای من چون زهر كشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستیم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبرویی داشته باشم ، خرج می‌كنم. » به نظر می رسد، آن چه امام را راضی به پذیرش قطع نامه 598 کرد نه کمبود تجهیزات و ادوات نظامی که اصرار برخی سیاسیون بر کمبود نیروی انسانی در جبه ها بوده است. این مسئولین سیاسی ، همان تیم شورای عالی تبلیغات جنگ به ریاست آقای سید محمد خاتمی بوده اند که در نامه ای به امام اعلام کرده بودند که دیگر تبلیغات آن ها نمی تواند مردم را باری دفاع از کشور منسجم کند و در واقع مردم دیگر به جبهه ها نمی روند و چه زود این ادعا باطل شد! هفته بعد از پذیرش قطع نامه با پیشروی دشمن بعثی از جنوب و منافقین از غرب امام حکم جهاد داد و در کمتر از ۲۴ ساعت تمام خطوط دفاعی مملو از رزمندگان شد. بس

گلابی

[زودباش] تو رو خدا ما رو نخور آقای مؤذن زاده!

خوانده شده

این پیام امام به مناسبت سالگرد کشتار مکه را هم بخوانید: «اما در مورد قبول قطعنامه كه حقیقتا مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی كه از ذكر آن فعلا خودداری می كنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور، كه من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم و خدا می داند كه اگر نبود انگیزه ای كه همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود.اما چاره چیست كه همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم و مسلم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود. من در اینجا از همه فرزندان عزیزم در جبهه های آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوی در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نموده اند، تشكر و قدردانی